| چهارشنبه 26 خرداد 1400 | 09:34
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
60 درصد تخفیف ویژه
دانلود رمان اعجاز

دانلود رمان اعجاز

در این وقت روز از سایت بیا تو رمان ، دانلود رمان اعجاز رو برای شما دوست داران رمان در سبک عاشقانه اماده کردیم که برای دانلود/ مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید

دانلود رمان اعجاز

ژانر: عاشقانه

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید

https://t.me/romaneomidvar

خلاصه رمان اعجاز

پلکهایش تکان خورد، نور با حجمی زیاد میان مردمک هایش چرخید.

ذهن ناباور روی این نور پرده کشید و لای پلک باز بسته شد.
دیگری آن سوی شیشه، بی قرار و خستگی ناپذیر می نمود.

شب و روزش در هم پیچیده بود و دنبال روزنه امید چشمش از آن خطوط کج و معوج

به سمت بالا پایین شدن آهسته ی سینه ی او می چرخید و باز دوباره و دوباره!
انگشت دستش تکانی خورد و یک بار دیگر پلک ها در تلاش برای بلعیدن نور لرزیدند…
دست آن یکی روی شیشه نشست و در تشخیص واقعیت و خیال ماند،

بعید نبود باز یکی از خواب هایش باشد.

شاید هم ذهن طالبش برای خودش قصه می بافت و به خورد چشم و منطقش می داد.
سایه کمرنگی از مژه های بلندش، نشان از نور می داد که اگر نور نبود،

سایه را نمی شد معنی کرد؛ تاریکی مطلق سایه نداشت.
نفس آن سمتی حبس شده و منتظر باور کردن و نکردن، کل وجودش چشم شده بود.

مثل تماشای جوجه ای به هنگام شکاندن پوسته تخم مرغ که فقط باید تماشا کرد

تا نوک کوچک و ظریف پرنده برای تکامل پوسته سختش را بشکند، فقط می توانست نگاه کند.
چشم های دخترک پوسته اش را شکست و مردمک های تیره و براق همیشگی اش

که انگار رنگ گنگی گرفته کمی کدرتر از همیشه بود، دوری میان اتاق زد

و بدون درک درستی از موقعیت روی شیشه سمت راستش ایستاد. چشم روی هم گذاشت

و با هوشیاری بیشتری باز کرد، دو گوی سبز نگران آن سوی شیشه چشمانش از دیدنش هیجان گرفت و برق زد…

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
https://bia2roman2.ir/?p=452
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : سلام رمان کامله و همونجا مشخصه که چی میشه...
  • yas : سلام رمان ادامه نداره ؟ چون هنوز داستان بهوش نبومد تموم شد و معلوم نشد تهش چی می...
  • میترا : زیادی کشش داده و رفتارهاشون کاملا بیخ*ود من جای نویسنده بود زود تمومش میکردم شرش...
  • bia2roman : بله...
  • bia2roman : لینک جدیدش به دستمون برسه حتما قرار میدیم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.