| سه شنبه 28 اردیبهشت 1400 | 07:08
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
60 درصد تخفیف ویژه

دانلود رمان پرنسس کوچک فایل کامل را برای شما عزیزان آماده دانلود کرده ایم

قسمتی از رمان پرنسس کوچک:

سمیر_میخوام ازدواج کنم

بابا_چی؟؟میخوای زن بگیری؟

سمیر_بله…البته بااجازه شما و مامان…

زهراجون باهیجان سمیرو بغل کرد و محکم بوسیدش

زهراجون_الهی مامان فدات بشه…
کی اینقدر مرد شدی ….

بابا_خیلیم خوبه….خوشحالم که میخوای مستقل بشی…

سمیر_یعنی موافقیت باازدواجم؟

بابا_چرا که نه…
سمیر به سمت بابا رفت و دستشو گرفت

سمیر_واقعا پدری رو درحقم تموم کردین…

دلم داشت از دهنم بیرون می اومد…میخواست ازدواج کنه؟
یعنی همه عشق و علاقش به من فیلم بود؟

سمیر_اجازه میدید یاس رو رسما ازتون خواستگاری کنم؟

سکوت حاکم بینمون بدجوری رعشه استرس رو به تنم مینداخت….

قلبم به شدت خودشو به سینم میکوبید…
بابا_یاس؟خجالت بکش سمیر
تو و یاس خواهر و برادرید
فکرمی کردم به دخترم به چشم خواهری نگاه میکنی…
یاس تورو به عنوان پشتیبان خودش میدید…

سمیر_ولی علاقه من به یاس دو طرفه هستش….
یاس هم به من علاقه داره

بابا_چشمم روشن…یاس غلط کرده

چشم غره ای هم به من رفت و از جاش بلند شد

بابا_هر چی گفتی رو فراموش می کنم
به مامانت هم میسپارم برات یک زن خوب و هم شان برات پیدا کنه….
یاس مال کسی دیگه هستش و خواهر توعه…

سمیر با عصبانیت جلوی بابا ایستاد
سمیر_یاس مال هیچ احدی نیست جز من!
من و اون همو دوست داریم
ازهمون اوایل….عاشق همیم…

بابا_بس کن

سمیر_یادت نرفته که یاس ص_یغه منه!

قسمتی دیگر از رمان پرنسس کوچک :

موهاش به گردنم میخورد و قلقلکم میشد

هم خوشم میومد هم میترسیدم

سمیر هی م*ه م*ه هامو لی*س زد و با دستش م*ه م*ه هامو فشارمیداد

یاس_داداش سمیر اخ…بیشتر دردم میاد

سمیر_من که داداشت نیستم
هی بهم نگو داداش….

درحالی که اشک تو چشمام حلقه زده بود و از درد ل*بمو گاز میگرفتم

زمزمه کردم
پس چی صدات کنم داداش سمیر

نگاهی بهم کرد و گردالی م*ه م*ه هامو گاز گرفت

یاس_آیییی….

سمیر_بهم بگو سمیر…اگر بگی داداشت باز گازت میزنم

باشه؟
ترسیده تند تند سرمو بالا پایین کردم که بلند شد

تاخواستم بلند بشم هولم داد و اروم گفت

بخواب…یکم ماساژ بدم م*مـ.ه هاتو

کمی روغن روی دستش ریخت و به طرفم خم شد

دستشو روی م*ه م*ه هام گذاشت و اروم اروم مالید…

یه حس خیلی خوبی از ته دلم رد شد…

کم کم خوشم اومد و دستامو دور مچ دستش حلقه کردم

سمیر_اوه جون…دوست داری اره؟

با خجالت چشمامو بستم که یهو چیز خیسی روی م*ه م*ه هام کشیده شد

مثل برق چشمامو باز کردم

سمیر داشت م*ه م*ه هامو میخورد…

با دیدن خوردنش یاد خاله هانا افتادم که نی نیشو شیر میداد

یاس_مگه نی نی ای که اینجوری جی جی میخوری

سمیر_اره….میشه من نی نی توباشم
هرروز بهم جی جیاتو بدی بخورم؟

یاس_توهم بهم بگو مامان تا بهت جی جی بدم

با حرفم یهو باز اون جی جیمو مکید که حس کردم نازیم قلقلک شد

دستمو روی شونش گذاشتم و هولش دادم عقب که سوالی نگاهم کرد

یاس_چرا نازیم تکون میخوره؟قلقلکم شد

منم جی جیتو بخورم نازیت تکون میخوره؟

دانلود رمان پرنسس کوچک

#سمیر_۴

بال*ذت به خنگ بازیاش گوش میدادم

خدا دمت گرم ….چه به موقع برام درستش کردی این فنچ کوچولورو

کمی خودمو عقب کشیدم و انگشتمو روی نوک مـ*.مه هاش حرکت دادم

خمارشدن چشماش حالمو بدتر می کردم

شاخ شمشادم داشت میترکید و برای اون دستای کوچیک که دورش حلقه بشه بی تاب بود

دستمو روی ناف کوچولو و نازش گذاشتم

سمیر_میدونی چرا وقتی جی جی تو میخورم نازیت قلقلک میشه؟

سرشو بالا انداخت که شیطون دستمو به طرف بیـ_ن پاش هول دادم که پاهاشو محکم بهم چسبوند…

یاس_چیکار میکنی داداش

برای ترسوندش با دستمو نازیشو فشار دادم که جیغی زد و همزمان تو چشماش پر از اشک شد…

نگران نگاهش کردم ولی حرفی نزدم
یاس_دردم میاد…نکن زشته…

دستتو چرا میبری روی نازیم…

خوبه من نازیه تورو بگیرم؟

چشمکی زدم و گفتم

منکه نازی ندارم…من … دارم که یه نوع لولوعه ولی تو هلو داری…

هلو رو باید خورد…

خرید محصول

قیمت فایل کامل این رمان 15000 تومان میباشد.

بعد از خرید ، لینک دانلود را مستقیما دریافت خواهید کرد

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: پرنسس کوچک
  • ژانر: عاشقانه - اروتیک - *ات - بزرگسال
  • نویسنده: آمین
  • ویراستار: بیا تو رمان
  • تعداد صفحات: 271
  • حجم: 1 مگابایت
  • منبع تایپ: بیا تو رمان
https://bia2roman2.ir/?p=6602
لینک کوتاه محصول:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : این رمان آنلاینه و هنوز pdf نشده...
  • الف : پی دی اف رو نمیزارید؟؟؟...
  • یلدا : چرتتتتتت افتضاح پسره ی ... اونقدر کثافت کاری داشت که تا اون دختره پیداش شد راحت...
  • bia2roman : سلام فعلا آنلاینه...
  • bia2roman : سلام لینک رمان در کانال آنلاینا قرار داده شده آیدی کانال : bia2online...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.