| شنبه 22 خرداد 1400 | 06:42
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
60 درصد تخفیف ویژه

دانلود رمان قمار عشق به قلم مهسا را برای شما عزیزان آماده دانلود کرده ایم

این رمان اختصاصی بیا تو رمان میباشد و کپی برداری از آن به هر نحو ، پیگرد قانونی دارد!

خلاصه رمان قمار عشق :

ساناز دختری 18ساله و کنکوری و تک فرزند از یه خانواده ی پولداره و دوساله عاشق آرتا نوه عموی مادرشه که 24سالشه و یه پسر همه چی تمومه که پزشکی میخونه،

همه چیز خوب پیش میره و رابطه ی عاشقانشون تو اوجه تا اینکه موضوع وصیت نامه ی میلیاردی و شرط ازدواج عجیب پیش میاد و در بین این عشق

و عاشقی اتفاقات عجیب و غیر منتظره ای میفته و تلاش اونا برای جدا نشدن وقایع این داستان رو شکل میده این رمان جالب و پر رمز و راز که هر لحظه توش اتفاقات غیر منتظره میفته رو از دست ندید …………. دانلود رمان قمار عشق

پیشنهاد ویژه وبسایت بیاتورمان

قسمتی از رمان قمار عشق :

از قصد لیوانو انداختم و همین کافی بود تا آرتا با نگرانی به سمتم بیاد با عصبانیت گفت
-چرا حواستو جمع نمی کنی نازی ؟
قبل از هر توضیحی یه فکر شیطنت آمیز به سرم زد، موهامو پریشون کردم و درحالی که دستمو تو موهام فرو می کردم با ناز نجوا کردم
– چون میدونم همیشه مراقبمی
بعد یه بو*س آروم از ل*بش برداشتم و با چشمک سریع ازش روبگردوندم که کمرمو محکم گرفت و چسبوندم به دیوار کنار اپن،زیر گوشم نجوا کرد
-دیر اومدی زودم میخوای بری؟بودی حالا
سرمو انداختم زیر که با صدای بم و دورگش گفت
-ببینمت
صورت گر گرفته از خجالتمو داخل سی*نش پنهون کردم، دستشو نوازشوار روی گونم کشید و درحالی که دست دیگش روی جای جای ممنوعه های بدنم میلغزید با حرص آشکاری گفت
-هنوز سیر نشدی دارو ندار من؟
ل*باش رو آروم آروم به گردنم نزدیک کرد و عطش وار گاز آرومی از گردنم گرفت
-آرتا
-جان آرتا، قربونت بره آرتا
هنوز جملم کامل نشده بود که با ولع ل*باشو به ل*بام نزدیک کرد و شروع کرد به م*کیدنشون حس می کردم داره فراتر از همیشه پیش میره اما یه حس عجیبی درونم نمیذاشت مانعش شم انگار صبرش تموم شد که با نفس نفس محکم پرتم کرد رو تخت و روم خیمه زد……

 

قسمتی دیگر از رمان قمار عشق :

-نازی سانازم خوشگلم نانازم بلند شو دیگه عزیزم بلند شو. طلعت قربونت بره، مدرست دیر می‌شه‌ها بلند شو گلم.
-خوب دیر شه به درک مگه مهمه؟
– بلند شو گلم! این‌طوری نگو بلند شو دیگه.
-آه از دست‌تو طلعت باشه بابا اووف. کلافه دستی توی موهام کشیدم صبحا که بیدار می‌شم، قیافم از سگ نگهبانمان هم وحشتناک‌تره؛
مخصوصاً اگه شبش تا ساعت دو با شایان و آرتا مسخره‌بازی درآورده باشم و آرتا رو خودم غیرتی کرده باشم و حسابی شایان رو به دردسر انداخته باشم.
اووووف بی‌خیال فکر کنم بهتره طلعت رو معرفی کنم.
طلعت یه جورایی مامانم به‌حساب میاد. خوب مامانم پزشکه، به دلایلی که صحبت ازش ممنوعه، قبل از به‌دنیاآمدن من از بابام جدا می‌شه.
مامانم میگه دیگه علاقه‌ای به همایون، یعنی بابام، نداره ولی دروغ میگه بعد از هجده سال هنوز شب‌های تولدم عشق رو تو چشم‌های دوتایی‌شان که می‌بینم شوکه می‌شم از ذوق.
بگذریم کجا بودم؟ آهان همونه روزی که من به دنیا میام، طلعتم توی بیمارستان بابابزرگم زایمان می‌کنه.
مظاهری بزرگ بابابزرگم و مامان‌بزرگم و دایی‌ام مثل مامانم پزشکن.
روزی که طلعت بچش رو به دنیا میاره، بچش همون موقع می‌میره و دکترا بهش می‌گن به خاطر یه نقصی که براش به وجود اومده دیگه هیچ‌وقت بچه‌دار نمی‌شه.
شوهر عوضی‌اش هم همون موقع که این‌رو می‌شنوه ولش می‌کنه و حتی از بیمارستانم مرخصش نمی‌کنه.
وقتی من به دنیا میام، مامانم شیر نداشته بهم بده و یه جورایی کاملاً اتفاقی و چیزی که بقیه می‌گن قسمت، طلعت سر راه من قرار می‌گیره و می‌شه مامانم!
مامانم بعد از زایمان خیلی سفر کاری و کنفرانس و غیره می‌رفت، ولی طلعت همیشه مواظبم بود و هست لامصب آمار همه چی رو داره.
خیلی دوستش دارم شاید اندازه مامانم؟ نمی‌دونم!
-به‌به سلام به نازی دست و پا چلفتی خودم.
صدای شایان بود. شایان پسردایی سیامکم و هم‌سن آرتاست؛ بیست‌وچهار سالشه، دانشجوی داروسازیه.
خیلی دوستش دارم مثل داداش نداشتمه. مامانش ملیناجون دخترعموی مامانمه. عاشقشم؛ عاشق خودش.
عاشق باباش که عموی مامانمه که البته من بهش می‌گم عمو فریبرز و عاشق کل خانوادشون که البته همیشه عمو فریبرز به من می‌گه عروس گلم که من غش می‌کنم برای این حرفش؛
آخه من و آرتا علاوه بر اینکه خودمون دوتا عاشق همیم، خانواده‌هامونم که دیگه هیچی.
البته به‌جز مامان‌جونم که نمی‌دونم چرا موافق نیست. آرتا نوه آخر عمو فریبرزه یعنی یه چند ماهی از شایان کوچک‌تره مثل من که نوه آخری‌ام و دانشجوی پزشکیه ملیناجون، زنداییم، دخترعمو فریبرزه و عمو مهرداد که قراره پدرشوهرم شه اوها! پسرشه، عمو مهرداد به‌جز آرتا یه پسر دیگه داره که دو سال از آرتا بزرگ تره، آرشان، مثل شایان داروسازی خوانده و البته الآن سه سالی می‌شه که درسش تمام شد.
شرکت داروسازی خودش رو داره و البته شاینا رو هم خیلی دوست داره و عاشقشه.
شاینا دختردایی سیامکمه. اندازه من خوشگل نیست (اوها اعتمادبه‌سقفم رو). از شایان یه سال بزرگ‌تره و نوه ارشد فریدون مظاهری، یعنی بابابزرگم، محسوب می‌شه.
شاینا خیلی کم حرفه و از مهمانی‌هایی خونوادگی و رقص و مشروب و اینا خیلی خوشش نمیاد. از وقتی هم که رفته دانشگاه، بدتر شده که هیچ، بهتر نشده.
شاینا دانشجوی سال آخر پزشکیه. آهان راستی پریوش‌جون زن‌عمو فریبرز مامان‌بزرگ آرتاست که خیلی‌ام مهربونه.

دانلود رمان قمار عشق

خرید محصول

قیمت فایل کامل این رمان 20000 تومان میباشد.

بعد از خرید ، لینک دانلود را مستقیما دریافت خواهید کرد

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: قمار عشق
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مهسا
  • طراح کاور: بیا تو رمان
  • تعداد صفحات: 288
  • حجم: 3 مگابایت
  • منبع تایپ: بیا تو رمان
https://bia2roman2.ir/?p=8220
لینک کوتاه محصول:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : بله...
  • bia2roman : لینک جدیدش به دستمون برسه حتما قرار میدیم...
  • bia2roman : سلام هنوز لینکی ازش در دسترس نیست...
  • bia2roman : سلام mettir...
  • bia2roman : سلام تلگرام به ایدی زیر پیام بدین mettir...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.