| شنبه 29 خرداد 1400 | 08:31
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
60 درصد تخفیف ویژه

دانلود رمان دانشگاه عشق را برای شما عزیزان آماده دانلود کرده ایم

خلاصه رمان دانشگاه عشق :

آنگاه که غرور کسی را له میکنی٬
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی٬
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی٬
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری٬
آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی٬
آنگاه که خدا را میبینی و بنده ی خدا را نادیده میگیری٬
میخواهم بدانم٬
دستانت را بسوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟

قسمتی از رمان دانشگاه عشق :

حواسم نبود پسره همین جوری با چشاش خط و نشون میکشید که تری دست ما رو گرفت و کشید ماهم
بای نیگاه تحقیر آمیز از کنار پسره رد شدیم

اونم گوجه شد بعد دور شدن از اونا ترکیدم مثلا همه سفارش
کرده بودن کرم نریزیم ماهم که بچه های خوب اصن کرم ریزی تو کارمون نیست والا

رفتیم ی نیگاه به کلاس انداختیم و رفتیم سمت سلف آخیش هنوز بارون میومد خیلی حال میده خدایی.

دانلود رمان دانشگاه عشق
داشتیم از در وارد میشدیم که یهو بووووووق و ترمز و تصادف.

بله اونم چه تصادفی ، ی پسره با سرعت
داشت از در سلف میومد بیرون و سرشم تو گوشیش بود که از شانس جیگر مهرسا ،

مهرسا رو ندید و
تصادف کردن اونم چه تصادفی به جای اینکه بگیم افسر بیاد کوروکی بکشه باید بگیم گشت ارشاد

.والا
پسره همچین زل زده بود به چشای مهرسا و روش افتاده بود انگار مری با دوس دخترش اشتباه گرفته
بود .

یهو دیدم یا باب الحواعج ……………..دو تا پسر گوریل کنارم وایساده بودن و همچین زل زدن به
این دو تا انگار سینما شیش بعدی تشریف اوردن دیدم دیگه یخورده بگذره یا رو چشای مهرسا حل میشه
ی حرکتی نشون دادم.

من : اهم اهم
پسره انگار به خودش اومدو بلند شد.مانتو مهرسا از دست رفته بود گل خالی شده بود . اوه اوه ددم وای
تری با چشم و ابرو بهم اشاره میکرد برم پیش مهرسا تا از اتفاقات ناگوار جلو گیری کنم.

رفتم سمتشو
دستشو گرفتم بلند کردم مهرسا هیچی نمیگف فقط به بدترین شکل تحقیرآمیز به پسره نگاه میکرد
پسره : اووووووه حالا مگه چیشده؟ شما زیاد حرص نخور واسه پوستت بده

که مهرسا پوزخند زد همیشه این پوزخندشو داشت و با اخم به پسره نگاه میکردیم که یکی از همون
هرکوال گفت .- چیشد آرسام ؟

اِاسمش آرسامه پس .(انگار هسته اتم شکافته)
اون یکی پسره : سالمی ؟

دیگه باید ی حرکتی میکردم
من : نه مرده الان چهلشه .برای شادی روح شادروان صلوات
بعدم خودم صلوات فرستادم .اوه اوه برادر اخمت تو حلقم
ببین کوچولو کاری نکن محوت کنما

مهرسا دیگه عصبانی شد هیچ وقت جواب اینارو نمیداد بعد ازاون اتفاق

مهرسا: تو خیلی بیخود میکنی .پاکن ایکبیری
ایول به این میگن طرفداری ی دست به افتخار آجیم بزنین
تو زبونشی ؟
مهرسا : آره مشکلیه ؟

خرید محصول

قیمت فایل کامل این رمان 0 تومان میباشد.

بعد از خرید ، لینک دانلود را مستقیما دریافت خواهید کرد

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: دانشگاه عشق
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: نامعلوم
  • تعداد صفحات: 400
  • حجم: 2.3 مگابایت
https://bia2roman2.ir/?p=3074
لینک کوتاه محصول:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : ابتدای پست رو چک کنید...
  • پرنیان : لینکش کجاس چرا نیس؟!...
  • bia2roman : سلام دوست من ارسال شد خدمتتون...
  • فاطمه علیزاده : سلام خسته نباشید من چند روز پیش رومان پادشاه بی رحم کامل رو خریداری کردم ولی حسا...
  • دلی بانو : میشه زودتر قرار بدید ممنون...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.