| سه شنبه 28 اردیبهشت 1400 | 07:01
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
60 درصد تخفیف ویژه

دانلود رمان بازمانده هات را برای شما عزیزان آماده کرده ایم

خلاصه رمان بازمانده هات :

من طلام دخترک افغان که در حال فرار از مرز زخمی میشم بزور خودم رو نجات میدم

اما با اسیر شدنم توسط یه مرد به عنوان برده ی جنسی فروخته میشم و من تبدیل میشم به بازمانده‌ هات.

بازمانده‌ هاتی که هرشب مجبور به تمکین از ارباب خشن خودشه تا جایی که…

قسمتی از رمان بازمانده هات :

از ترس جیکم در نمی اومد..
اردشیر امروز خیلی وحشتناک لیلا رو زده بود
دلم براش سوخت

نگاهی بهش انداختم با گذشت چند ساعت هنوز عصبی بود
سنگینی نگاهم رو حس کرد برگشت و با نگاه برزخی بهم زل
زد..
فریاد کشید برام اب بیار به چی خیره شدی
چشم هام روی هم اومد..

داد کشیده بود زود خودم رو از مبل فاصله دادم و گفتم :
-چشم.
بعد سمت اشپزخونه رفتم…
مریم و بقیه از ترس بیرون نمی اومدن..
وارد اشپرخونه که شدم مریم سریع از جاش بلند شد
با ترس نگاهی بهم انداخت و با صدای خفه ای گفت :
چی شده!!؟
کنارش زدم و اروم گفتم :

-هیس الان وقتش نیست
بعدا میگم بهت الان یه لیوان اب هم بده براش ببرم..

مریم نفسی بیرون داد و باشه ای گفت
بعد رفت سمت یخچال و درش رو باز کرد

بطری بیرون اورد خواست اب بریزه داخلش که گفتم :
-نمی خواد اینو با یه لیوان بهم بده
خودم براش می ریزم..

بدون حرف بطری و لیوانی رو دستم داد
برگشتم و با قدم های بلند از اونجا زدم بیرون..
اردشیر داشت با تلفن حرف می زد..

قسمتی دیگر از رمان بازمانده هات :

دانلود رمان بازمانده هات

ارباب زاده براتون اب اوردم چقدر براتون بریزم!!!.
نگاهم میخ لباش بود که تکون می خورد.

نفس عمیقی کشیدم..
یهو خودم رو کشیدم جلو چنگی به پشت گردنش گذاشتم
وسرش رو جلو اوردم ولب*ام رو گذاشتم روی ل*باش و شروع
کردم به بو*سیدنش

چشم هاش گرد شد
ل*باش رو با خشونت کشیدم توی دهنم و مک عمیقی زدم
از عصبانیت..

بعد چند دقیقه لی*سی دور لباش زدم و سرم رو عقب بردم..
با نگاه خماری لب زدم

-نمی تونم تحمل کنم..
بعد مچ دستش رو گرفتم و دنبال خودم کشیدم..
باید عصبانیتم رو خالی می کردم..

اونم با رابطه..
رابطه خشنی که طلا باید تحمل می کرد..
سمت اتاقی که طبقه پایین بود رفتم..

دستگیره رو پایین کشیدم و در رو باز کردم..
همینکه در رو بستم برگشتم سمت طلام خواستم ببوسمش که
خودش رو کشید عقب..

دستش رو بلند کرد و بطری رونشونم داد.
-صبر کن ارباب زاده اینا رو بذارم..
بی طاقت بهش خیره شدم..

دستش رو ول دادم
رفت سمت عسلی..
بطری و لیوان رو گذاشت عسلی..

رفتم سمتش نذاشتم که برگرده از عقب بهش چسبیدم و دستی
روی بدنش گذاشتم با تموم قدرتم فشار دادم
صدای ناله اش بلند شد

صداش ناله مانندش که اسمم رو صدا می زد باعث شد بیشتر
تحریک بشم
لبم رو به دم گوشش چسبوندم….

خرید محصول

قیمت فایل کامل این رمان 15000 تومان میباشد.

بعد از خرید ، لینک دانلود را مستقیما دریافت خواهید کرد

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: بازمانده هات
  • ژانر: عاشقانه - اربابی - صحنه دار
  • نویسنده: نامعلوم
  • تعداد صفحات: 1225
  • حجم: 4.5 مگابایت
https://bia2roman2.ir/?p=2863
لینک کوتاه محصول:
نظرات این مطلب
  • zahra Hosseini
    شنبه 21 فروردین 1400 | 5:07 ب.ظ
    profile avatar

    فصل دوم این رمانو کی میذارین(جلددوم)

    • bia2roman مدیر سایت
      شنبه 21 فروردین 1400 | 9:03 ب.ظ
      profile avatar

      در حال تایپه
      به محض تموم شدن قرار میدیم

  • nila ebrahimi
    جمعه 10 اردیبهشت 1400 | 9:58 ب.ظ
    profile avatar

    فصل دوم هنوز قرارنگرفته که من میخوام بخرم فصل دوشو لطفا زودتر بزارینش

    • bia2roman مدیر سایت
      شنبه 11 اردیبهشت 1400 | 4:36 ب.ظ
      profile avatar

      هنوز کامل نشده
      کامل بشه قرار میدیم

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : این رمان آنلاینه و هنوز pdf نشده...
  • الف : پی دی اف رو نمیزارید؟؟؟...
  • یلدا : چرتتتتتت افتضاح پسره ی ... اونقدر کثافت کاری داشت که تا اون دختره پیداش شد راحت...
  • bia2roman : سلام فعلا آنلاینه...
  • bia2roman : سلام لینک رمان در کانال آنلاینا قرار داده شده آیدی کانال : bia2online...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.