| سه شنبه 21 اردیبهشت 1400 | 15:43
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید

دانلود رمان الهه ای در لباس زیر را برای شما عزیزان آماده کرده ایم

خلاصه رمان الهه ای در لباس زیر :

برادرم با یه جنایتکار قاطی شد و همه چیزش رو باخت، از جمله زندگیش رو. و حالا، من باید بدهی های برادرم رو صاف کنم. تنها چیزی که دارم بیست دلار تو جیبمه، و لباسهام تو کمدم. خونه برای بدهی به بانک ضبط شد؛ و آخرین بازمانده از خانوادم به قتل رسید. پنجه گفت و تهدیدم کرد که، اگه فرارکنم شکنجم میده. ولی، من تا جهنم فرار میکنم. برای همین به میلان رفتم.

بزرگترین طراح لباس زیر دنیا به دنبال استعداد جدیدی میگشت، دقیقا از جنس مدل نیستم، ولی شاید بتونم کاری برای برند بارستی انجام بدم. و مخفیانه زندگی کنم اما وقتی »کانوی بارستی« بدنام رو دیدم اون برای من نقشه های
دیگه ای داشت.آیا من از یه هیولا به آغوش هیولایی دیگری فرار کردم؟

قسمتی از رمان الهه ای در لباس زیر :

– من فقط خودم بودم.
– پس دوباره انجامش بده.
در حالی که دستش رو تو جیبش فرو برده بود، از اونجا دور شد.

– همه چیز رو با هم ترکیب بکن و این صحنه رو مال خودت بکن.
– میخوای این آخر هفته من رو به نمایش بزاری؟
من شنیدم که چند بار به نیکول اشاره کرد. اون هفت طرح لباس زیر
رو تو این هفته طراحی کرده بود، و به این ترتیب، دستور داد تا
طرحها برای نمایش حاضر بشن.

– آره.
– اگه تو از عملکرد من ناراضی هستی، میتونی از من برای شوهای
بعدی استفاده بکنی.
– نه.

جلو اومد و بازوهاش رو روی سینهاش جمع کرد.
– تو در آخرین فینال من خواهی بود.
– این چیه؟
– آخرین مدلی که مقدس ترین چیز رو نشون میده؛ ملکه الماس نامیده
میشه. میخوام زن باشی و این رو به دنیا نشون بدی.
قبل از اینکه به سمتم برگرده، جمعیت خالی رو برانداز کرد.

اون یه تازهکار رو میخواست که مهمترین قسمت نمایش رو انجام
بده؟
به نظر مضحک می اومد.
– مطمئنم یکی از مدلهای دیگه ات تجربه بیشتری برای چیزی مثل این
داره… .

– من نمیخوام مدل دیگه این کار رو بکنه. من میخوام تو باشی.
– چرا؟
با من رو به رو شد، چشمهای تیره اش با خصومت شدید باریک شده
بودن. فکر میکنم نباید این سوال رو میپرسیدم.
– اهمیتی نداره که چرا، تو اینکار رو میکنی و بهتره من رو ناامید
نکنی….

قسمتی دیگر از رمان رمان الهه ای در لباس زیر :

دانلود رمان الهه ای در لباس زیر

موهام دور شونه هام ریخته بود؛ حلقه هایی نرم و لطیف که برای لمس
کردن انگشت هاش آماده بودن. اون به طور کامل خیره من شده بود،
انگار نیاز به نفس کشیدن نداشت.

– مسیح…!
حیرت رو تو چهره اش دیدم، همون نگاه خیره و متمرکز که وقت کار
روی چهره اش نقش بسته بود؛ این حالت بیشتر شه*وانی و جاه طلبانه
بود. چشمهاش روی پوستم میسوخت. قبل از اینکه لباس زیرهام رو
دربیاره، من ل*خت بودم.

– الهه!
چشمهام به سمتش تغییر کرد، از روی غریزه میدونستم که این اسم
جدید من برای اونه) یعنی انتخاب کرده که سفایر رو الهه صدا بزنه.(
– روی تخت.

انقدر عصبی بودم که به سختی میتونستم روی پاهام حرکت کنم.
مثل گوزنی که سعی داره راه رفتن یاد بگیره، یه کم قبل از اینکه دستم
به تخت برسه، یه کم تکون خوردم.

ملافه ها پنبه مصری بودن و خیلی

راحت بودن، راحت ترین چیزی که تا به حال روی اون خوابیده بودم.
حالا دستهام لحاف نرم و لطیف رو لمس میکردن. وقتی روی تخت
خزیدم از روی اون رد شدم. نمیدونستم چه طور من رو میخواد؛
ولی فکر کردم میخواد من رو از پشت بک*نه.

باس*نم رو گرفت و به پشت برگردوندم. بعد من رو تا لبه تختخواب
کشوند، تا وقتی که باس*نم میون زمین و تشک آویزون موند. دستهاش
باس*نم رو فشار دادن، قبل از اینکه با پارچه تانگم بازی کنه. چشمهاش
روی من بودن، با یک حالت عادی میبلعیدم.

قبل از اینکه شو*رت رو پایین و روی پاهام بکشه، توری رو برداشت،
اونها رو ) جورابهای توری هر پا( تا روی قوزک پاهام کشید و بعد
روی زمین انداختشون.

– وقتی وارد اینجا شدم، توی ذهنم یه چیز خیلی متفاوت داشتم؛ ولی
حالا که دارم به تو نگاه میکنم…
زانوهام رو گرفت و از هم جدا کرد و منطقه خصوصی من رو
آشکار کرد، بدون شرم به من خیره شد. انگار بدنم هر کاری که اون
میخواست رو میکرد.
که حقیقت داشت…
روی زانو خم شد و پاهام رو تو آغوش گرفت. صورتش رو نزدیک
بهشتم آورد و بعد کمی طرف کلیتو*ریسم دم گرفت. وقتی نفس گرمش
رو حس کردم عصبی شدم) حسش شدت گرفت(. هیچ مردی تا حالا تو
این موقعیت نبوده و صورتش بین پاهام فشرده نشده.
درست وقتی که زبونش رو حس کردم، به پشت دراز کشیدم، به طرف
سقف.
باس*نم بیدرنگ در تماس آل*تش به حرکت دراومد. من صدایی رو
رها کردم، که هم صدای جیغ و هم ناله بود.

و بعد اون، بو*سیدم.
تموم من رو بو*سید.
زبونش با ملایمت روی برآمدگی بین پاهام میلغزید. بعد به سمت
ورودی وا*ژنم رفت و زبونشو داخلم کرد….

توجه : این رمان برای متاهلین و افراد بالای 25 سال مناسب است

این رمان 4 جلد است. قیمت هر 4 جلد با تخفیف،30،000 هزارتومان میباشد

خرید محصول

قیمت فایل کامل این رمان 30000 تومان میباشد.

بعد از خرید ، لینک دانلود را مستقیما دریافت خواهید کرد

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: الهه ای در لباس زیر
  • ژانر: عاشقانه - اروتیک - *ات - بزرگسال - خارجی
  • نویسنده: Penelope sky
  • تعداد صفحات: جلد 1 : 332 - جلد 2 : 570 - جلد 3 : 549 - جلد 4 : 480
https://bia2roman2.ir/?p=5094
لینک کوتاه محصول:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

60 درصد تخفیف ویژه
ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : سلام این رمان فروشیه ، بعد از پرداخت لینک فایل pdf مستقیما در اختیارتون قرار میگ...
  • bia2roman : حدود 400 تا رمان رو سایته فقط 40 تاش فروشیه دوست عزیز...
  • Mahi : همه رمان های سایت شده فروشی واقعا دیگه مسخرس...
  • هلیا : سلام ببخشید چرا pdf ندارن لدفا بزارین من خیلی دنبال این رمانم ممنون...
  • bia2roman : سلام تلگرام به آیدی زیر پیام بدین mettir...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.